به لطف خدا همه چی خیلی خوب داره پیش میره
منو بابایی رفتیم بانک
![]()
یه سری کارای بانکی داشتیم انجام دادیم امروز بالاخره بعد از 9 ماه که حقوق سربازی بابایی رو نداده بودن به صورت یکجا 570،000 تومن به حسابش واریز کردن خیلی خوشحال شدیم 
315000 تومنشو واسه کرایه خونه گذاشتیم و 120،000 هم به سوپر محل ، بعدش اون 1،200،000 رو هم نقد
کردیمو 200،000 ازشو بردیم با بابایی
واسه تو خرید کردیم یه پتو خوشگل واسه پسر گلمون
یه کیف و یه دست رختخواب و یه آغوشی خوشگل 

هوا خیلی خیلی سرد بود خیابونا هم شلوغ بود رفتیم واسه خونه هم کلی خرید کردیم ![]()
کارمون تا 1:30 ظهر طول کشید
بعدش اومدم خونه ، خونه مثل همیشه گرمو نرم بود ناهارمونو خوردیم
کمی استراحت کردیم و بعدش به کارامون رسیدیم ،بابایی هم به سفارشایی که باید تحویل میداد رسیدگی کرد
![]()
این مدت شبا خیلی سخت میخوابم دردناک و نفس گیره خوابیدن واسم خیلی سخت شده اما وقتی فکر میکنم
تو نازنازی حالت خوبه و چندروز دیگه صورت ماهتو میبینیم تحمل میکنم و از خدای مهربون میخوام بهم کمک کنه که
دوران بارداری خوبو خوشیو پشت سر بزارم و تو سالم و صالح باشی ،اوایل بارداریم از اینکه به پاییزو زمستون
میخوریم خیلی میترسیدم همیشه دعا میکردم که خدا مراقبمون باشه ولی به لطف خدا اصلا مریض نشدم و
مشکلی واسم پیش نیومد ایشالا این 1ماه و چند روز هم که اوج زمستونه ( چله زمستون) بخوبی سپری میشه
خدایا شکر که انقدر مهربونو بخشنده هستی
![[تصویر: 1572441jozqwlacmn.gif]](http://i1.glitter-graphics.org/pub/1572/1572441jozqwlacmn.gif)
برچسب:
نویسنده: مامانی و بابایی